رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
79
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
گزارش سياحان اروپائى كه با يكديگر اتفاقنظر دارند حاكى است كه تفنگچيان را از دهات انتخاب مىكردهاند « 319 » . اما اين به هيچوجه بدان معنى نيست كه ايرانيان منحصرا در اين قسمت خدمت مىكردهاند « 320 » . اسكندر منشى مىگويد كه تفنگچيان از « اويماقات جغتاى و عشاير عرب و قبايل عجم از خراسان و آذربايجان و طبرستان » « 321 » « * » تشكيل مىشدند . بعدها بين تفنگچيان به اتباع قبايلى برمىخوريم كه در سابق جزو قبايل قزلباش به شمار مىرفتهاند . دستور شهرياران مثلا در اخبار راجع به اوايل دورهء شاه سلطان حسين ( 35 - 1105 - 1722 - 1694 م . ) از « تفنگچيان الوار » « 322 » سخن مىگويد . تفنگچيان فقط در ايام جنگ احضار مىشدند و در حين صلح در ايالات متفرق بودند . هريك از رستهها اغلب به نام شهرى كه متعلق بدانجا بودند ناميده مىشدند « 323 » . اينها بدون واسطه و بهطور مستقيم تحت فرمان حاكم وقت نبودند . گزارش زير از دستور شهرياران بهخوبى مىرساند كه فراهم آوردن اين قشون كه همه وابسته به دربار بود چهقدر وقت مىخواست و چهكار مشكلى بود : در سال 1107 ( - 1696 م . ) شاهزاده سلطان اكبر پسر اورنگ زيب كه از نزد پدر گريخته و به دربار ايران پناهنده بود مىخواست به وطن خود بازگردد . قواى
--> - ص 1106 . به تعداد محدود در دورهء شاه طهماسب اول نيز وجود داشت : خلاصة التواريخ ، ص a 220 ذيل سال 975 چنين ذكر مىكند : تفنگچيان خاصهء شريفه . آيا اين افراد واقعا صاحب تفنگ بودهاند ؟ رجوع كنيد به عباسنامه ، ص 232 : تفنگچيان كماندار . ( 319 ) - دربارهء وضع سربازگيرى رجوع شود به جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص b 215 به بعد ؛ دستور شهرياران ، ص b 65 ، b 92 . ( 320 ) - طبق عقيدهء مينورسكى ( تذكرة الملوك ، ص 32 ) و لاكهارت ( The Persian Army 93 ) اينها عنصر « ايرانى خالص » قشون بودند . ( 321 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1106 . ( 322 ) - دستور شهرياران ، ص a 169 . ( 323 ) - رجوع شود مثلا به روضة الصفويه ، ص b 419 : تفنگچيان خراسان ؛ تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 874 : تفنگچيان آذربايجانى . ( * ) اين قسمت عينا از تاريخ عالمآراى عباسى نقل شده است . م .